History
Icon-add-to-playlist Icon-download Icon-drawer-up
Share this ... ×
...
By ...
Embed:
Copy
رُخدادِ ۱۸۳۲ ـ اعتیاد به سکس
July 05, 2018 05:42 PM PDT
itunes pic

دزدی فقط بالا رفتن از دیوار مردم نیست

وقتی پزشکی برای «نفع رساندن» به همکار و رفیق رادیولوژیست خود، بیمار بی خبر از همه جا را به او حواله میکند
این دزدی است

وقتی راننده تاکسی مسافر شهرستانی ناآشنا را در شهر دور خودش می چرخاند و دو برابر کرایه میگیرد
این دزدی است

وقتی تعمیرکار ماشین با دست های چرب و چیلی و درحالیکه عرق پیشانی اش را پاک میکند، برای تعویض یک پیچ از شما دویست هزارتومان میگیرد شما نمیدانید و تشکر هم میکنید، ولی خودش میداند
حق العمل اش پنج هزار تومان است
این دزدی است.

وقتی کارمند مملکت به جای کار میگوید سیستم قطعه و فیلم دانلود میکند می بیند
این دزدی است

دزدی فقط جیب بری توی اتوبوس نیست
دزدها هم همیشه روی دست شان خالکوبی های گنده ندارند و کاپشن خلبانی نمی پوشند
دزدها میتوانند بوی خوش ادکلن بدهند
ساعت گرانقیمت ببندند
میتوانند لباس مارک دار بپوشند و حرفهای قلمبه سلمبه هم پست کنند و بزنند
اما وقت و عمر مردم را بدزدند

وقتی به جای حل کردن مشکل مردم مدام وعده بدهی
اعتماد آنها را می دزدید. و در ادامه ایمان و دین و باورش هم به خدا کمرنگ میشود
این دزدیست

وقتی استاد بدون مطالعه وارد کلاس میشود و برای پر کردن وقت کلاس از دانشجوها میخواهد یکی یکی بیایند و کنفرانس! بدهند
این دزدی است

وقتی کارخانه داری به جای لیمو
اسید سیتریک می ریزد توی شیشه
و به اسم آبلمیوی خالص به خلق الله میفروشد
این دزدی است

وقتی مامور بهداشتی اینها را می بیند و صورتش را آنطرف میکند
این دزدی است

دزدهای تابلودار
دزدهایی که دست و پایشان را خالکوبی اژدها میکنند
به مراتب از دزدهای کت و شلوار پوش و ادکلن زده شریف ترند

دزدی یعنی
رشوه گیری از ارباب رجوع، دزدی يعنی به وسيله ی کسی به مقامی رسيدن و حق ديگران را خوردن

دزدی نکنیم تا مملکتمان اصلاح شود
احساس مسولیت و وجدان داشته باشیم
مطمئن باش چوب طبیعت صدا ندارد وقتی یکی مدام پشت سرت دارد آه و نفرین میکند
----------------
#رادیو #شمرون #کمدی #طنز #براندازم #طنزغیررادیویی #سربازم #رفراندوم
رُخدادِ ۱۸۳۲ ـ اعتیاد به سکس
طنزغیررادیویی با اجرای آرتین پرتویان | پنجشنبه | ۱۴ تیر | ۲۵۷۷
دوشنبه تا آدینه ۶ عصر بوقت تورنتو از رادیوشمرون

رُخدادِ ۱۸۳۱ ـ ورشکستگی
July 04, 2018 05:41 PM PDT
itunes pic

BANKRUPTCY | 07-04-2018 | ARASH
#رادیو #شمرون #کمدی #طنز #براندازم #طنزغیررادیویی #سربازم #رفراندوم
رُخدادِ ۱۸۳۱ ـ ورشکستگی
طنزغیررادیویی با اجرای آرتین پرتویان | چهارشنبه | ۱۳ تیر | ۲۵۷۷
دوشنبه تا آدینه ۶ عصر بوقت تورنتو از رادیوشمرون

قیام مردم ایران از خرمشهر تا بازار تهران | گزارشی گمان شکن
July 04, 2018 10:20 AM PDT
itunes pic

اطلاعات مربوط به جناب فروهر --------------------- خسرو فْرَوَهَر, گزارشی گمان شکن https://t.me/KhosroFravahar برای همیاری از طریق صندوق پستی: PO BOX 8, A - 1142 VIENNA AUSTRIA برای همیاری ازپیپال: https://www.paypal.me/Fravahar https://www.paypal.me/KhosroFravahar http://libertyforiran.org/fravahar اینستاگرام, یوتیوب, تلگرام, تویتر, فیسبوک و وبلاگ خسرو فروهر https://www.instagram.com/KhosroFravahar https://www.youtube.com/fravahar https://t.me/KhosroFravahar https://twitter.com/KFravahar https://www.facebook.com/KhosroFravahar

رُخدادِ ۱۸۳۰ ـ رِنسانس ایرانی
July 03, 2018 05:21 PM PDT
itunes pic

Iranian Renaissance | 07-03-2018 | ARASH
#رادیو #شمرون #کمدی #طنز #براندازم #طنزغیررادیویی #سربازم #رفراندوم
رُخدادِ ۱۸۳۰ ـ رِنسانس ایرانی
طنزغیررادیویی با اجرای آرتین پرتویان | سه شنبه | ۱۲ تیر | ۲۵۷۷
دوشنبه تا آدینه ۶ عصر بوقت تورنتو از رادیوشمرون

رُخدادِ ۱۸۲۹ ـ آدمهای آبدوغ خیاری
July 02, 2018 05:32 PM PDT
itunes pic

PEOPLE WITH NO ROOTS | 07-02-2018 | ARASH
ویلای بغلی را چند خانواده نروژی اجاره کرده اند.بیست و سه چهار نفری می شوند. قبل از ظهر ها مشغول آب تنی و بازی اند، هوا که خنک تر می شود روی زغال سوسیس و همبرگر کباب می کنند و آخر شبها دور هم می نشینند و تا سه و چهار صبح دست جمعی آواز می خوانند. دیشب همانطور که زیرشمد چهارخانه ام چنبره زده بودم و به آوازهایشان گوش می دادم، متوجه شدم آهنگ و تُن یکی از شعر ها شبیه آهنگ ٬٬ عزیز بنشین به کنارُم٬٬ خود ماست. همانطور نیم خیزو در ذهنم با آنها همکلام شدم سر کوه بلند تا کی نشینم
عزیز بشین به کنارم
که لاله سر زنه گل را بچینم
عزیز بشین به کنارم
آخ که این عزیز گفتن های دسته جمعی چه حال خوبی دارد. چه حالی دارد فکر کنی عزیزت، یک جای دنیا صدای عزیز گفتنت را می شنود. خواهشت را، نیازت را و بیقراری ات را می شنود. کاش می شد همه ی ما که عزیز راه دوری داریم یکجا جمع شویم ودر شبهای آرام و پر ستاره، با هم و یکصدا عزیزمان را صدا بزنیم .... شاید آمد .... شاید آمد

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است

تا این غرل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است

خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است

اکثر موجودات، همیشه به خاطر نقطه ضعف هایشان، توی دردسر می افتند.
مگس ها، چیزهای چسبناک را خیلی دوست دارند.
شب پره ها، شعله را
و آدمها، عشق را ...

ازين هندزفرى بيسيماى آيفون ميزاريد بزاريد ولى ديگه فاز مامور
FBI
رو نگيريد

جوری عاشقی کنید که اگه کات کردین
به درد بقیه هم بخوره
تا آرنج رفتم توش میگه توشه؟

"حالا فعلا بخورش"چیست؟
قطعی ترین جواب پسرا به دوس دخترشون وقتی میپرسه پس کی میای خاستگاریم

‏خانومای عزیز دقت کنین با انتخاب یه پارتنر خوب آرایشتون با عرق کردن خراب میشه جای اشک ریختن big laugh

صبح جمعه اگه مدل پنگوئنی راه رفتی یعنی شب جمعه خوبی رو گذروندی ؛)

‏میگن اگه ۶ روز با جنس مخالف رابطه نداشته باشی افسرده میشی،
با این حساب من افسردگی ندارم، افسردگی منو داره

اگه شرکت اپل «آدم» میساخت ، کونش رو پلمپ میکرد واسه باز کردنش باید ده دلار پرداخت میکردی

تو حيووانا با راسو خيلي حال ميكنم

خودشو درگير مسائل نمي كنه، مي چسه ميره...

طنزرادیویی | آرتین پرتویان | افشین نریمان | آرش
June 30, 2018 03:30 PM PDT
itunes pic

گپ و گفت خودمانی...!!؟
روسیه و آمریکا چه خواهند کرد؟
همین فرمون بریم جلو به آزادی میرسیم...آیا؟؟؟
#رادیو #شمرون #کمدی #طنز #براندازم #طنزغیررادیویی #سربازم #رفراندوم #آپوزیت #افشین #نریمان

رُخدادِ ۱۸۲۸ ـ پوتین حکومت ایران را قربانی می کند
June 29, 2018 05:31 PM PDT
itunes pic

ننه بزرگم عادت داشت که هر هفته قاشق و چنگال هاشو بشمره !
اونم فقط جمعه صبح ها !
شب جمعه که میشد ، کلی سفارش میکردم که« ننه جون ، فردا روبیخیال شو ؛
از کل هفته یه فردا رو بزار بخوابیم . ننه جون گوش میدی چی میگم؟»
یه چایی برای خودش میریخت و میومد روی تشک سفید و قرمزش میشست
و چیزی نمیگفت . سیگارش رو که آتیش میکرد ، میفهمیدم که گوشش بدهکار
نیست . همونجوری که جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم ، غلت میزدم و
برمیگشتم پشت سرم و میگفتم : « ننه ! تو رو خدا . فردا جمعه است »
ننه یه پک عمیق به سیگارش میزد و میگفت : « هی هی هی . بخواب که بختت
هم خوابیده . من چیکار به تو دارم ؟ تا لِنگ ظهر بخواب اصلا »
میگفتم : « قول دادی ها . فردا قاشق نشماری ها .»
یه نگاه از بالا به پایینی بهم میکرد و میگفت : « پاشو رختخوابم رو بیار و
کم حرف مفت بزن . » موقعی که اینو میگفت پره های دماغش باد میکرد .
صبح که میشد ، یواشی از خواب بلند میشد و پاورچین میرفت سمت
آشپزخونه . قول داده بود که قاشق ها رو نشمره ؛ ولی قول نداده بود
که استکان ها رو مرتب نکنه ! با صدای شرق شرق استکان ها از خواب
میپریدم و اتفاقا یه استکان هم به طور خودجوش ، میفتاد توی سینک
ظرفشویی و ننه صداش رو بلند میکرد که : « ای بی صاحاب !
حالا باید بیفتی؟ دیشب این همه این بچه سفارش کرد که سر و صدا نکنم .»
بعدش یواشکی یه نگاه میکرد و میگفت « پاشو دیگه ! لنگه ظهره ننه
پاشو برو دو تا نون سنگک بگیر و بیار . ضعف کردم ! بگو خوب برشته اش کنه »
وقتی چشم های پف آلود و چهره درهمم رو میدید که نشستم توی رختخواب ،
پره های دماغش باد میکرد و میگفت : «استکانه خودش افتاد ننه»
بعدشم رادیو رو روشن میکرد و یه عده شنگول داد میزدن ، " اینجا ، صبح جمعه با شماست"

امروز رادیو گوش میدادم و یادم افتاد که چند سالی هست که " صبح جمعه با شما "
رو نشنیدم .،
چند سالی هست که استکان ها هم خودجوش دیگه نیافتادن . اصلا ، دلم لک زده
برای صدای بهم خوردن قاشق چنگال های ننه . برای خونه ی ننه . برای بوی ننه .
فکر کنم که اینقدر خوابیدیم که بختمون هم خوابیده ننه .

دل به دنیای تو و دین تو ایمان دارد
مردن من لب این پنجره امکان دارد

موشکافانه تو را در غزلم می جویم
این قضیّه دو سه سال است که جریان دارد

تن که اینقدر گرفتار حصار تو شده
هوس خسته شدن گوشه ی زندان دارد

خواب آشفته شدم گرد خودم می گردم
با «تو» افکار درونم سر و سامان دارد

حرف لالایی تو خواب مرا می بافد
قصه ی آدمک ِ برفی و باران دارد

به نفس های نفس گیر تو عادت کردم
به خودم می گویم: این دارد، آن دارد

انتظار تو شبیه شب من تکراری ست
کی شکستن لب این پنجره پایان دارد؟

دلتنگ‌ها
بهتر می‌دانند
که خواب یک نیاز نیست
تنها
یک بهانه است !
تا آدمی
به شب پناه ببرد
---------------------
PUTIN IS SACRIFICING IRAN | 06-29-2018 | FRI

#رادیو #شمرون #کمدی #طنز #براندازم #طنزغیررادیویی #سربازم #رفراندوم
رُخدادِ ۱۸۲۸ ـ پوتین حکومت ایران را قربانی می کند
طنزغیررادیویی با اجرای آرتین پرتویان | جمعه | ۸ تیر | ۲۵۷۷
دوشنبه تا آدینه ۶ عصر بوقت تورنتو از رادیوشمرون

رُخدادِ ۱۸۲۷ ـ زمان بازگشت ملاها به مساجد است
June 28, 2018 06:23 PM PDT
itunes pic

بيا برويم به صد و پنجاه سال قبل...
به خانه های حوض دار، به اتاق های تو در تو...
من، پاييز كه شد انار دان كنم برايت با گلاب و شكر!
شب ها درز پنجره ها را با ملافه بگيری كه سرما توی تنمان نرود.
بنشينيم دور كرسی، از حجره بگويی برايم و كسب و كارت. لبخند بزنم و سيب پوست كنم بعد از شامت بخوری كه خستگی در كنی،
دراز كشيده باشی، لا به لای حرف هايت سكوت بشود، دنبال چشم هايت بدود نگاهم، بفهمم كه خوابی و لحاف را روی تنت صاف و صوف كنم...

بيا برويم به صد وپنجاه سال قبل...
به همان جايی كه تا زمان پير شدنمان، يادم نيايد كِی گفتی دوستم داری، يادم نيايد كِی كادوهای يک دفعه ای گرفته باشی برايم،
ولی خوب بخاطر بياورم لا به لای ملافه هايی كه لای درزهای پنجره ميگذاشتی چقدر "دوستت دارم" بوده...

بيا برويم به صد و پنجاه سال قبل...
به واقعيت، به پای هم ديگر پير شدن، به ماندن، به با لباس سفيد رفتن با كفن سفيد برگشتن...
بيا فاصله بگيريم از امروزی بودن ها، از ماهگرد گرفتن ها و سالگرد گرفتن ها، از كادو های يک دفعه ای، از دوستت دارم های تلگرامی، از امروز بودن ها و فردا رفتن ها...
بيا فاصله بگيريم از اين همه مجازی بودن، بيا اصلا حرفی نزن نگو دوستم داری اما واقعی باش...
اين دنيای امروز دارد حال همه را بهم می زند...

کاش در روی زمین، ظلم از آغاز نبود !
زندگی، این همه پیچیده و پر راز نبود

صحبت از بستن و زنجیر نمی کرد کسی
کاش در حد قفس، وسعت پرواز نبود!

جوجه ها کاش ز پرواز نمی ترسیدند !
آسمان در قرق قرقی و شهباز نبود

محتسب کار به مستان گذرگاه نداشت
کاش جز میکده ها جای دگر باز نبود !

کاش دستی که سبوهای خرابات شکست،
غافل از آه جگر سوز سبو ساز نبود !

صحبت از خوب و بد زاغ و زغن نیست، ولی!
بلبلی با زغنی کاش هم آواز نبود !

شعله ای کاش نمی سوخت پری را، هرگز !
از ازل شمع چنین دلبر و طناز نبود

باغ در چنبره ی خار، گرفتار نبود
کاش در مسلک نیکان، سخن از ناز نبود !

کاش «کیوان» به مدار دگری می چرخید !
کاش در چرخه ما غمزه و غماز نبود !

- گفت :كجا داريم ميريم؟
گفتم :ميريم قاشق‌زنی شب هالوين.
گفت :ما اجازه نداريم این کارو بکنیم. مادرم اجازه نميده!
+ واسه چی اجازه نمیده؟
- مخالف مذهب ماست!
+ حالا من از تو یه سئوال می‌كنم از خود تو از مادرت و از رهبر مذهبيت سئوال نمی‌كنم! تو دوست داری این کارو انجام بدی يا نه؟
گفت :- آره...
گفتم : پس راه بيافت!

-------------------
BACK TO MOSQUE TIME | 06-28-2018 | ARASH

#رادیو #شمرون #کمدی #طنز #براندازم #طنزغیررادیویی #سربازم #رفراندوم
رُخدادِ ۱۸۲۷ ـ زمان بازگشت ملاها به مساجد است
طنزغیررادیویی با اجرای آرتین پرتویان | پنجشنبه | ۷ تیر | ۲۵۷۷
دوشنبه تا آدینه ۶ عصر بوقت تورنتو از رادیوشمرون

رُخدادِ ۱۸۲۶ ـ ترامپ؛ آتشی که به جان جمهوری اسلامی افتاد
June 27, 2018 05:43 PM PDT
itunes pic

THE FIRE IN THEIR PANTS | 06-27-2018 | ARASH
طنزغیررادیویی با اجرای آرتین پرتویان | چهارشنبه | ۶ تیر | ۲۵۷۷
دوشنبه تا آدینه ۶ عصر بوقت تورنتو از رادیوشمرون

اسلام و کتابش | گزارشی کمان شکن
June 27, 2018 10:45 AM PDT
itunes pic

اطلاعات مربوط به جناب فروهر --------------------- خسرو فْرَوَهَر, گزارشی گمان شکن https://t.me/KhosroFravahar برای همیاری از طریق صندوق پستی: PO BOX 8, A - 1142 VIENNA AUSTRIA برای همیاری ازپیپال: https://www.paypal.me/Fravahar https://www.paypal.me/KhosroFravahar http://libertyforiran.org/fravahar اینستاگرام, یوتیوب, تلگرام, تویتر, فیسبوک و وبلاگ خسرو فروهر https://www.instagram.com/KhosroFravahar https://www.youtube.com/fravahar https://t.me/KhosroFravahar https://twitter.com/KFravahar https://www.facebook.com/KhosroFravahar

Previous Page  |  Next Page